اولین زیارت شاه عبدلعظیم حسنی دخترم
دختر نازنینم : یسنا گلی عزیزم شبه جمعه خیلی یهویی تصمیم گرفتیم بریم شاه عبدلعظیم،بعدش به مامانی جونی زنگ زدیم و اونا هم باهاموناومدن . زیارت خیلی خوبی بود،شمابا بابا و دایی جون رفت زیارت و بعدشم کلی اب بازی کردیو حسابی بهت خوش گذشت و بعدشم رفتیم یه کباب خوشمزه خریدیم و خوردیم وبرای شما هم یه دستبند خوشگلو یه دمپایی خریدیم . کلی از دستبندت خوشت اومدبودهمش ازما میپرسیدیقشنگه!!!!!! قربونت برم که با همین چیزای کوچیک حسابی خوشحال میشی راستی زیارتت قبول خانوم نوش جونت مادر شما ودایی جون که حسابی دوست داره و با دل...









